بوسه یعنی

بوسه یعنی وصل شیرین دولب.

بوسه یعنی عشق در اعماق شب.

بوسه یعنی مستی از مشروب عشق.

بوسه یعنی آتش و گرمای تب.

بوسه یعنی لذت از دلدادگی.

لذت از شب لذت از دیوانگی.

بوسه یعنی حس خوبه طعم عشق.

طعمه شیرینی به رنگ سادگی .

بوسه آغازی برای ما شدن.

لحظه ای با دلبری تنها شدن.

بوسه آتش میزند بر جسم و جان .

 

بوسه یعنی عشق من ، با من بمان.

 

شرم در دلدادگی بی معنی است .

بوسه بر میدارد این شرم از میان.

 

طعم شیرین عسل از بوسه است .

 

پاسخ هر بوسه ای یك بوسه است .

 

بهترین هدیه پس از یك انتظار .

 

بشنوید از من فقط یك بوسه است.

 

بوسه را تكرار می باید نمود.

 

بوسه یعنی عشق و آواز و سرود.

 

بوسه یعنی وصل جانها از دو لب.

 

بوسه یعنی پر زدن ، یعنی صعود


بوسه یعنی شادی و شور و نشاط .

بوسه یعنی عشق خالی از گناه.

بوسه یعنی قلب تو از آن من.

بوسه یعنی تو همیشه مال من.

عشق

به کودکی گفتند:عشق چیست؟

گفت: بازی

به نوجوانی گفتند:عشق چیست؟

گفت:رفیق بازی

به جوانی گفتند عشق چیست؟

گفت:پول وثروت

به پیرمردی گفتند:عشق چیست؟

گفت:عمر

به عاشقی گفتند عشق چیست؟

چیزی نگفت:آهی کشید وسخت گریست

                             خدایا دلم برای بچگی هام تنگ شده

 

 

دلم برای بچگی هام تنگ شده خدایا دست نگه دار تا همین جا هم به قدر کافی از بزرگ بودنم متنفر شدم خدایا سریال زندگی منو به عقب برگردون دوست دارم دوباره بچه شم همون الی کوچولوی دوست داشتنی چه قدر خوب میشه مگه نه ؟خدایا تو هم دلت برای الی کوچولو تنگ شده؟ مگه نه؟     

فال حافظ ،نیت کن:

.

.

.

.

.

به جهنم گر غمت پایان ندارد

به درک گر سرت سامان ندارد

بشاشم من بر این دنیای فانی

که ضایع تر از این امکان ندارد

.

حافظ میخواد بگه شما خوشبخت میشید ،یه ذره عصبانیه منظوری نداره                     

به مرغه میگن به جون بچت قسم بخور میگه به تخمم                                         

یه روز یه پسر زشت از دوست دخترش میپرسه فرق من با خورشید چیه؟

دوست دخترش میگه به هر دو تون نمیشه مستقیم نگاه کرد

توی معبد چشات هر کی در زد درو باز نکن چون اونجا فقط زیارتگاه

                              تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد منه

   شنیده بودم زیبا رویان بی وفایند آخه زشتم تو دیگه چرا؟

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد                

هیچ وقت به کسی دل نبند چون دنیا اینقدر

کوچیکه که تو دل کنار هم جا نمیشه

ولی اگه دل بستی هیچ وقت جدا نشو

چون دنیا اینقدر بزرگه که دیگه پیداش نمیکنی...

            

یکی بود یکی نبود

اون که بود تو بودی اون که تو قلب تو بود من بودم

یکی داشت یکی نداشت

اون که داشت تو بودی اون که جز تو کسی رو نداشت من بودم

یکی خواست یکی نخواست

اون که خواست تو بودی اون که نخواست از تو جدا شه من بودم

یکی گفت یکی نگفت

اون که گفت تو بودی اون که جمله ی دوستت دارم رو جز تو به کسی نگفت من بودم

یکی رفت یکی نرفت

اون که رفت تو بودی اون که به جز تو دنبال هیچ کس نرفت من بودم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

توی یک دیوار سنگی

            دو تا پنجره اسیرن

                      دو تا خسته دو تا تنها

                                یکی شون تو یکی شون من

                                        همیشه فاصله بوده بین دستای من و تو

                                                        با همین تلخی گذشته شب و روزای منو تو

                       به قاصدک اگه اومد نگو که دوستم نداری

                 نگو دلت جای دیگست که پا رو قلبم می ذاری

                   بهش بگو الان که نه... ولی میای به دیدنم؟

                  حتی اگه دروغ میگی بهش بگو دوستم داری

 

deborah.mihanblog.com

 پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم

كه میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت كنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم

تا اینكه یك روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از

پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی كه من هیچوقت نمیذاشتم تو

قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا كنی..ولی این بود اون حرفات..حتی

برای دیدنم هم نیومدی...شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و

 دیگر چیزی نفهمید...

چشمانش را باز كرد..دكتر بالای سرش بود.به دكتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دكتر

گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت

كنید..درضمن این نامه برای شماست..!

دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاكت دیده نمیشد. بازش كرد و درون آن

چنین نوشته شده بود: 

 سلام عزیزم.الان كه این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت

نباش كه بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری كه قلبمو بهت

بدم..پس نیومدم تا بتونم این كارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.

(عاشقتم تا بینهایت)

دختر نمیتوانست باور كند..اون این كارو كرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود..

آرام اسم پسر را صدا كرد


و قطره های اشك روی صورتش جاری شد..و به

خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نكردم...

جغرافياي قلب (متن بسيار زيبا)

تمام جغرافياي قلبم را مي شناسم. کوههاي بلندش را ، دره هاي عميقش را، جنگل هاي فشرده و تو در تويش را و درياهاي ژرف و آبي اش را …

اگر نقشه کشي بلد بودم بي شک بهترين نقشه ها را مي کشيدم. ازين سرزميني که درون من است. نقطه به نقطه اش را بي هيچ اشتباه!

کوههاي بلند مهرباني اش را مي شناسم ، دره هاي سياهش را، رودهاي عشقي که به هر سو روان است و جنگل فشرده شک را که از انبوه درختان سر به فلک کشيده پرسش هاي بي پايان بوجود آمده است.

همه را مي شناسم.... همه را مي بينم.... هر اتفاقي که مي افتد آگاهم....

اما خيلي بد است که آدم زمين قلبش را وجب به وجب بشناسد اما نتواند جلوي زمين لرزه را بگيرد!...مي بينم که ابرهاي باران زا مي آيند ، مي بارند و مي روند . سيلاب ها را مي بينم که بر زمين دلم جاري مي شوند… اما راهي نمي شناسم که راه بر سيلاب ها ببندم. وقتي برف عشق مي بارد مي دانم که همه جا يخ خواهد زد، منجمد خواهد شد و راه را بر پويايي رودبارهاي کوچک خواهد بست …

اما … در بارش اين برف، در روان شدن سيلاب، در لرزش زمين…ناچارم ناچار!

اين اتفاقها که مي افتد خارج از گستره توانايي من است… آگاهي من آمدنشان را پيش بيني مي کند اما جلوي رخ دادنشان را نمي گيرد… اين آگاهي تنها رنجم مي دهد.

چرا که مي دانم…مي دانم که چه ها در سرزمين دلم خواهند کرد و من در برابرشان جز "نگريستن" چاره اي ندارم!

در جست و جوي تواني هستم که "پيش آمد" ها را به چنگ آرد. که ابر و باران را در درونم به فرمان آرد… نگذارد که سيلاب هر کجا را که خواست با خود ببرد و زمين لرزه هر دم که خواست بناهاي روشن قلبم را فرو ريزد…

در جست و جوي آن "نيرو" هستم ، آن "توان"، آن "قدرتي " که باز مي دارد و جلوي ويراني را مي گيرد. چيزي فراتر از بينش… فراتر از دانستن، فراتر از آگاهي …

جغرافياي قلبم را خوب مي شناسم… پير و بلد اين راهم!...

سپري مي خواهم که در برم گيرد و سرزمين قلبم را از گزند "آمدني هاي ناگهان" در امان نگه دارد. سرچشمه اي که رويين تنم کند.

اين " نيرو " را ، اين "توان" را، اين "سپر"را، اين "سرچشمه " را نمي شناسم!

هنوز پس از اينهمه سال که از فوران آگاهي مي گذرد مي بينم که بسيار "ناتوانم"! بسيار بيشتر از بينشي که دارم… بسيار دردناک تر از "آگاهي" اي که بدان مي بالم… با چشمان جغرافيادانم ناتواني ام را روشن مي بينم. اما درمانش را نمي شناسم. از چه جنس است؟ از کدام سو مي آيد؟ چگونه مي آيد؟ مي آيد؟

 دیوونتم

ضد دخترا

آخر يه روز تيک ميگيري لباسهاي شيک ميگيري

بابات را ميکني کچل تا بيني رو کني عمل

با همراهت زنگ ميزني عينک رنگ رنگ ميزني

اين دل و اون ميزني هي به موهات ژل ميزني

جنس لباسات تريکو موزيک فقط از انريکو

جوراب هاي فسقلکي روسريهاي الکي

با اشوه هاي شُتري ميشيني پشت موتوري

تو خيالت خيلي تکي فکر ميکني با نمکي

خوشي با اين تيپ خفن حالا قشنگي مثلا ؟
 

وااااااااااااااااي حالا دخترا خفم ميكنن

makhsose u

صدایت میکنم هر شب ، تو هم امشب صدایم کن
تو مغروری ، غرورت را فقط یک شب فدایم کن . . .


شوق دیدار تو را قاصد بی رحم چه داند / آن قدر شوق به دیدار تو دارم که خدا میداند . . .



روزی سپری شد به امیدی که شب آید / شب آمد و دیدم به دلم تاب و تب آمد
ای دوست دعا کن که من بیچاره مبادا / در حسرت دیدار تو جانم به لب آید . . .


مهربانی نقش هر نقاش نیست / هر که نقشی را کشید نقاش نیست
نقش را نقاش معنا میدهد / مهربانی نقش یار است حیف که یار نقاش نیست . . .



پای من خسته از این رفتن بود / فصه ام قصه دل کندن بود
دل که دادم به یارم دیدم / راهش افسوس جدا از من بود . . .



من و این داغ در تکرار مانده / من و این عشق بیدار مانده
مپرس از من چرا دلتنگ هستم / دلم بین در و دیوار مانده . . .


دردم این است که باید پس از این قسمت ها
سال ها منتظر قسمت آخر باشم . . .



از پنجره روزگار به درخت عمر که مینگرم / خوشتر از یاد عزیزان ثمری نیست . . .



دو شاخه گل ، دو جام مستی ، فدای تو هر جا که هستی . . .


یه طرح از چشمات بفرست ، یه آهو اینجاست میخوام روشو کم کنم !


شب شرابی خوردم و مستی مرا در بر گرفت / دوریت آمد به یادم هستی ام آتش گرفت . . .



به اندازه دیوونه های دیوونه خونه ، دیوونه وار دیوونتم دیوونه !



همیشه مست و شیدری تو بودم / به فکر آرزو های تو بودم
تموم آرزوهای منی ، کاش / یکی از آرزوهای تو بودم . . .


هرچه زدم بی تو دلم وا نشد / جز تو کسی باب دل ما نشد
هرچه پرستو شدم و پر زدم / هم نفسی مثل تو پیدا نشد . . .



اگر اسم آدما رو بارزترین صفاتشون بذارن ٬ اسم منو چی میذاشتی !؟



صدای پای تو که میروی ، صدای پای مرگ که میآید . . .

اگر ماه بودی به صد ناز / شاید شبی بر لب بام من مینشستی . . .



در این شب پر از سکوت ، واژه ها یاری ام نمیکنند ، کاش تو بودی تا سکوتی مرگبار
بر لحظاتم سایه نمی افکند ، کاش تو بودی تا در دریای مهربانیت غرق میشدم
تو زیباترین ترانه ام هستی . . .



من تو را باز کجا خواهم یافت ؟ جز در اندیشه خویش و به جز قصه هجران و شکیب
چیست افسانه عمر . . . ؟



آفتاب پنجره را میشناسد حتی اگر بسته باشد
مهتاب به دیدارم می آید حتی اگر خسته باشد
دل هواتو میکند حتی اگر شکسته باشد . . .



واسه مشق شبت بنویس : اونی که فکرش رو نمیکنی همیشه به یادته . . .



ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان با دگران وای به حال دگران . . .



چرا غمگینی ؟ : عاشق شدم
آیا عشق شیرین است ؟ : بله شیرین تر از زندگی
چرا تنهایی ؟ : ویژگی عاشق هاست
لذت تنهایی چیست ؟ : فکر به او و خاطرات او
چرا می روی ؟ : برای اینکه او رفت
دلت کجاست ؟ : پیش او
قلبت کجاست ؟ : او برده
پس حتما بی رحم بوده نه ؟ : نه اصلا
چرا ؟ : چون باز هم او را میپرستم .

آرزوي وصال

آرزوي وصال

وعشق هديه ايست جاوداني.

ومن چه عاجزانه افق هاي طلايي نگاهت را باهزارتمناجستجومي كنم

وقصه تنهايي رادرآسمان آبي نگاهت درميان مي گذارم.

نسيم اشكي كه درنگاهت موج مي زد باراني ازعشق بودبراي باغ

رؤياهايم ودلم چه بي قراربراي نگاه عاشقت مي تپد.

دردل شب هاي تاريك وجودم به جستجوي روشنايي شمع وجودت مي گردم.

به آفتاب گرداني مي مانم كه هرصبح به اميدآفتاب وجودتوسرازخواب برمي دارد.

وخوب مي دانم بي توگلبرگهاي نازك وجودم رابادسردخزان درهم فرومي ريزد

وجوانه هاي ناشكفته اميدم به دورازتو مي خشكند.

امابااين اوصاف مي دانم قلبم كوچك ترازآني است كه ظرفيت خوبي هاي تورا

داشته باشد

امادرسكوت پرازفريادخودمي گريم و مي گويم:باهمين قلب كوچك به وسعت

تمام خوبي هاوسادگي هايت دوستت دارم.

نگاه کن

بیا به من نگاه کن

که آسمان پر ستاره ام

به من که گاه صاف و گاه

به زیر ابر پاره ام

بیا به من نگاه کن

که آب صاف رود خانه ام

همیشه با شتاب می روم

پر از صدا، پر از ترانه ام.

بیا به من نگاه کن

به من که می چکم از

آسمان

به یاد غنچه و جوانه ها

به روی خاک می شوم

روان.

بیا تو هم پر از ستاره باش

پر از صدا، پر از ترانه باش

ببار مثل من از آسمان

به یاد غنچه و جوانه باش                              

تست

تحقيقات اخير دانشمندان حاکي از آن است که مغز انسان از روابط رياضي براي ذخيره علايق و احساسات استفاده مي کند.

بدون نگاه کردن به جواب ها اين تست را انجام دهيد.

1- يک عدد از ۱ تا ۹ انتخاب کنيد.
2- آنرا در عدد ۳ ضرب کنيد.
3- حاصل را بعلاوه ۳ کنيد.
4- دوباره حاصل را در ۳ ضرب کنيد.
5-يک عدد ۲ يا ۳ رقمي بدست آورده ايد.
6-ارقام عدد خود را با هم جمع کنيد (مثلا اگر عددتان 52 است 5 را با 2 جمع کنيد)
.
.
.

.

.

.

.

.

.
.

.

.

.

.

.


حالا با توجه به عدد بدست آمده و ليست زير ، ببينيد الگوي شما در زندگيتان کيست.


1- انيشتين
2- نلسون ماندلا
3- جاکوب زوما
4- محمد علي کلي
5- تام کروز
6- بيل گيتس
7- گاندي
8- براد پيت
9- محمود احمدي نژاد
10-باراک اوباما

مي دونم ، مي دونم چه حالی داري ...
اون يه تاثير خاصي روي مردم داره ....
يه روز هم تو مي توني مثل اون بشي ....
باور کن !
اوه راستي ...
اينقدر عددهاي متفاوت رو هي امتحان نکن ....
باهاش کنار بيا ....
ظاهرا اون الگوي زندگي توست..

...

 شاید اگر می دانستیم روزی در همین نزدیکی ها مرگ فرا

                       خواهد رسید:

                        گونه ای می زیستیم که از رفتنمان بر سر خاک

                       قطره اشکی جاری شود. . .

                       بعد از رفتنمان دلی برایمان از نیکی تنگ شود

                       رفتارمان گونه ای بود که بعد از ما هر چیز زیبا یاد ما را زنده کند

                       به گونه ای که تا سالها سنگ قبرمان از گلاب معطر می شد و هیچگاه

                        خشک نمی ماند 

                        که هر شب جمعه یادی از ما میشد . حلوا و خرمایی پخش میشد

                      که اعلامیه مان تا سالها نگه داشته میشد

                        دفتر زندگیمان پاره نمیشد

                      که اگر خبر مرگمان امد همه ی اه ها از روی تاسف باشد نه از خیال اسودگی        

...

حلالم کن اگر دوری . اگر دورم

اگر با گریه می خندم حلالم کن که مجبورم

نگو عادت کنم بی تو که می دونی نمی تونم

که می دونی نفس هامو به دیدار تو مدیونم

...

ای کاش! هیچگاه سر بر بالین سرد احساست نمی گذاشتم و قصه های پاییزی نگاهت

را نمی خواندم. دلواپس زخم دل واپسیهایت نمی شدم و کبوتر سپید نوازش هایم را به

اسمان بی خیال تو نمی فرستادم ای کاش! هیچگاه کاسه ی لبریز صداقتم را در سفره ی

خشک و خالی نگاهت نمی گذاشتم و سادگی ام را ارزانی مهربانی های پوشالیت نمی کردم

هیچگاه شاعر غزل های سنگین چشمانت نمی شدم و دوبیتی های سرما زده ی تو را

مرور نمی کردم .چقدر بهار، را برای تو خواستم؛ اما.....تو نامهربان تر از ان بودی که بدانی

برایت چه کردم و من چقدر دیر فهمیدم که ورق رنگ و رو رفته ی اندیشه هایت کاهی کاهی است

اما.....با این همه دوستت دارم

 

سخته

چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوزم دوسش داری

چقدر سخته دلت بخواد سرت رو به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر اوار غرورش همه ی وجودت له شده

چقدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچی به چز سلام نتونی بگی

چدر سخته وقتی پشتت بهشه قطره های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری

چقدر سخته گل ارزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت اروم زیر لب بگی:

                                        گل من باغچه ی نو مبارک

وقتی

وقتي کسي را دوست داريد ، حتي فکر کردن به او باعث شادي و

 آرامشتان مي شود .

وقتي کسي را دوست داريد ، در کنار او که هستيد ، احساس امنيت

مي کنيد .

وقتي کسي را دوست داريد ، حتي با شنيدن صدايش ، ضربان قلب

خود را در سينه حس مي کنيد .

وقتي کسي را دوست داريد ، زماني که در کنارش راه مي رويد

 احساس غرور مي کنيد .

وقتي کسي را دوست داريد ، تحمل دوري اش برايتان سخت و دشوار است .

وقتي کسي را دوست داريد ، شادي اش برايتان زيباترين منظره دنيا و

ناراحتي اش برايتان سنگين ترين غم دنيا ست

وقتي کسي را دوست داريد ، حتي تصور بدون او زيستن برايتان

 دشوار است .

وقتي کسي را دوست داريد ، شيرين ترين لحظات عمرتان لحظاتي است که

با او گذرانده ايد .

وقتي کسي را دوست داريد ، حاضريد براي خوشحالي اش دست به هرکاري

بزنيد .

وقتي کسي را دوست داريد ، هر چيزي را که متعلق به اوست ، دوست

داريد .

وقتي کسي را دوست داريد ، در مواقعي که به بن بست مي رسيد ، با

صحبت کردن با او به آرامش مي رسيد .

وقتي کسي را دوست داريد ، براي ديدن مجددش لحظه شماري مي کنيد .

وقتي کسي را دوست داريد ، حاضريد از خواسته هاي خود براي شادي او

بگذريد .

وقتي کسي را دوست داريد ، به علايق او بيشتر از علايق خود اهميت مي

دهيد .

وقتي کسي را دوست داريد ، حاضريد به هرجايي برويد فقط او در کنارتان

باشد .

وقتي کسي را دوست داريد ، ناخود آگاه برايش احترام خاصي قائل هستيد .

وقتي کسي را دوست داريد ، تحمل سختي ها برايتان آسان و دلخوشي

هاي زندگيتان فراوان مي شوند .

وقتي کسي را دوست داريد ، او براي شما زيباترين و بهترين خواهد بود

اگرچه در واقع چنين نباشد .

وقتي کسي را دوست داريد ، به همه چيز اميدوارانه مي نگريد و رسيدن به

آرزوهايتان را آسان مي شماريد .

وقتي کسي را دوست داريد ، با موفقيت و محبوبيت او شاد و احساس

سربلندي مي کنيد .

وقتي کسي را دوست داريد ، واژه تنهايي برايتان بي معناست .

وقتي کسي را دوست داريد ، آرزوهايتان آرزوهاي اوست .

وقتي کسي را دوست داريد ، در دل زمستان هم احساس بهاري بودن داريد .

به راستي دوست داشتن چه زيباست ،اين طور نيست ؟

بیخودی الشکل

........♥#########♥
.....♥#############♥
...♥###############♥
..♥#################♥..................♥###♥
..♥##################♥..........♥#########♥
....♥#################♥......♥#############♥
.......♥################♥..♥###############♥
.........♥################♥################♥
...........♥###############################♥
..............♥############################♥
................♥#########################♥
..................♥######################♥
....................♥###################♥
......................♥#################♥
........................♥##############♥
...........................♥###########♥
.............................♥#########♥
...............................♥#######♥
.................................♥#####♥
...................................♥###♥
.....................................♥#♥
.......................................♥
.......................................♥
.....................................♥
...................................♥
.................................♥
..............................♥
............................♥
.........................♥
......................♥
..................♥
.............♥
.........♥
......♥
....♥
......♥......................♥...♥
..........♥.............♥............♥
..............♥.....♥...................♥
...................♥.....................♥
................♥......♥..............♥
..............♥.............♥....♥
.............♥
...........♥
..........♥
.........♥
.........♥
..........♥
..............♥
...................♥
..........................♥
...............................♥
.................................♥
.................................♥
..............................♥
.........................♥
..................♥
.............♥
.....♥
...♥

بگذار دیوانه صدایم کنند!

بگذار بگویند مجنون!

فرقی نمی کند!

من تمام هویت خود  را

از زمانی که اسمم را دیگر صدا نزدی از یاد برده ام

رهایی بهتر از اسیری

چقدر عشق دریا شوره!

مزه مزه میکنم...

عاشق شوریم...

چقدر از این قفس

 بدم میاد...

چرا نتونستم؟

همیشه از اسیری بدم میاد!

یاده حرفش که میگفت: لباس عروس باید بهت بیاد ! ! !

ولی امشب عروسیه اجباریه حتی نمیخوام دوست اون

بهم بخوره حتی یه بوسه !

به همه گفتم : میرم و میام ولی...

منم شدم عروس دریا...

                       

ESHGHAM

کنار هم نشستیم...

دستاتو آروم میگیرم٬بغض کردی

بینمون سکوت محض شده اما ...

اما...

سکوت رو میشکنم !

نمیخوام ثانیه ها به رفتنا نزدیک بشه

دستاتو میگیرمو آروم بهت میگم:

                                            مگه از تو بهترم پیدا میشه؟

سرتو تکون میدی و آروم لبخند میزنی...

منو تو بغلت میگیری !

سرمو روی شونت میذارمو چشامو میبندم !

نمیدونی چه حسی دارم...

نمیدونی...!

چشمامو بستم و دستامو گرفتی !

توی دلم زمزمه میکنم:

                            مگه از تو بهترم پیدا میشه عشقم ؟

 

ETEMAD

دوران جدید زندگی من بود...

یه زندگی!

پر از بی نجربگی!!!

یه نفر اومد جلو...سر به زیرو آروم !

دستمو گرفت و گفت: اعتماد!

چشام برق زد و دسشتو محکم فشردم

و این شد اولین اعتماد ! ! !

اونقدری توی جاده دویدم که نفس هام بریده شد...

آروم دستشو کشیدم و گفتم خسته شدم...

بشینم !

پوزخندی زد و دستمو رها کرد !

افتادم٬زخمی شدم٬شکستم!و این نتیجه ی اولین اعتماد ساده بود !

اشک ریختم و سرمو روی پاهام گذاشتم !

نشسته بودم...تک و تنها

و به کسایی که جاده ی طندگی رو با لبخند و اشک میگذروندن نگاه میکردم

تا اینکه یه نفر مثه من...نفس نفس بریده شده اومد...

بهم نزدیک تر میشد !

لبخند زد و کنارم نشست !

سرمو تو دلش گذاشت و گفت : تنهات نمیذارم !

اعتماد...!

گفت : اعتماد

گفتم : اعتما!

یه اعتماده ساده !و یعنی دومین اعتماد ! ! !

دستای همدیگرو گرفتیم و با هم ادامه دادیم اعتماد کردم انگار اونم اعتماد کرده بود !!!

رفتیم جلو٬جلوتر ها قدم برداشتیم...

حس کردم چشمش برق میزنه!

دستمو رها کرد و دوباره گرفت...دلخور نشده بودم!

با خنده ادامه دادیم

به یه نفر رسیدیم...دستشو فشردمو گفتم: دوسش دارم!

پوزخند زد و...

دستم باز رها شد!

دیدم رفت و دسته اونو گرفت !!!

از پا افتادم!!!

جاده شلوغ بود!پر از تشویش!!و من...با یه قلبه پاره شده

گوشه ای نشستم که کسی منو نبینه!

دیگه اعتماد نمیخواستم!

تنهایی ترجیح بود!!

تا اینکه گذشت...خیلی از جاده و آدماش دور بودم...

خیلی عقب مونده بودم

یکی مثله خودم!

با یه تیکه قلبه شکسته!!!

بی توجه به من کنارم نشست٬نگاهش کردم٬نگاهم کرد!

حس کردم خودمم!!!

دستشو گرفتمو زیر لب گفتم: باهاتم!

سرشو روی شونه ام گذاشت و این شد:

تنها اعتمادی که عاشقانه میپرستمش!

و حالا خیلی وقته پا به پای هم٬دست تو دسته هم جاده ی زندگی رو طی میکنیم!

خیلی وقته خستگی هامون و دویدن هامونو با هم قسمت میکنیم!!!

این آخرین و بهترین اعتماد بود...

توی قلبم فقط همین پیچیده :

                                            فرشته ی پاکه زندگیم دوست دارم!

...

دیشب پنجره را گشودم

           به اسمان خیره شدم

به دنباله ستاره ای میگشتم

               نبود...(ازش متنفرم)

پنجره را بستم به خونه نگاهی  کردم

              فقط سکوت تلخ تنهای بود(ازش متنفرم)

دفتر خاطراتم را برداشتم

                      خالی بود(ازش متنفرم)

خوابیدم شاید خوابی ببینم

                اما رویایی هم نبود(ازش متنفرم)

از خواب که بیدار شدم هیچکدام از انها نبودند

به سمت پنجره رفتم

      اما پنجره نبود

حتی دیگر اسمانی هم نبود(کاش قدرش را میدونستم)

   خانه را نگاهی انداختم

                       خانه نبود ویرانه بود

یاد خانه ی پر از سکوتم افتادم(کاش قدرش را میدانستم)

دفتر خاطراتم را برداشتم

                    پر بود

از خاطرات تلخ و ناگوار

      کاش همان دفتر سفید میماند(کاش قدرش را میدانستم)

خوابیدم

              رویا میدیدم

   اما فقط رویا بود

و من در حسرت تحقق ان

کاش قدرش را میدانستم

ادمک اخر دنیاست بخند

تصاوير جديد زيباسازی "*.۩۞۩ کل کل دختر و پسر ۩۞۩.*"

ادمک مرگ همین جاست بخند

تصاوير جديد زيباسازی "*.۩۞۩ کل کل دختر و پسر ۩۞۩.*"

دست خطی که تورا عاشق کرد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , در وبلاگ "*.۩۞۩ کل کل دختر و پسر ۩۞۩.*"

شوخی کاغذی ماست بخند

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , در وبلاگ "*.۩۞۩ کل کل دختر و پسر ۩۞۩.*"

ادمک خر نشوی گریه کنی

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , در وبلاگ "*.۩۞۩ کل کل دختر و پسر ۩۞۩.*"

کل دنیا سراب است بخند

تصاوير جديد زيباسازی "*.۩۞۩ کل کل دختر و پسر ۩۞۩.*"

ان خدایی که بزرگش خواندی

به خدا مثل تو تنهاست بخند

تصاوير جديد زيباسازی "*.۩۞۩ کل کل دختر و پسر ۩۞۩.*"