...
شاید اگر می دانستیم روزی در همین نزدیکی ها مرگ فرا
خواهد رسید:
گونه ای می زیستیم که از رفتنمان بر سر خاک
قطره اشکی جاری شود. . .
بعد از رفتنمان دلی برایمان از نیکی تنگ شود
رفتارمان گونه ای بود که بعد از ما هر چیز زیبا یاد ما را زنده کند
به گونه ای که تا سالها سنگ قبرمان از گلاب معطر می شد و هیچگاه
خشک نمی ماند
که هر شب جمعه یادی از ما میشد . حلوا و خرمایی پخش میشد
که اعلامیه مان تا سالها نگه داشته میشد
دفتر زندگیمان پاره نمیشد
که اگر خبر مرگمان امد همه ی اه ها از روی تاسف باشد نه از خیال اسودگی
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۸/۲۵ ساعت 17:55 توسط ELI JOOOOON
|
slm man eli hastam nazar yadetoon narehaa