صدایت میکنم هر شب ، تو هم امشب صدایم کن
تو مغروری ، غرورت را فقط یک شب فدایم کن . . .


شوق دیدار تو را قاصد بی رحم چه داند / آن قدر شوق به دیدار تو دارم که خدا میداند . . .



روزی سپری شد به امیدی که شب آید / شب آمد و دیدم به دلم تاب و تب آمد
ای دوست دعا کن که من بیچاره مبادا / در حسرت دیدار تو جانم به لب آید . . .


مهربانی نقش هر نقاش نیست / هر که نقشی را کشید نقاش نیست
نقش را نقاش معنا میدهد / مهربانی نقش یار است حیف که یار نقاش نیست . . .



پای من خسته از این رفتن بود / فصه ام قصه دل کندن بود
دل که دادم به یارم دیدم / راهش افسوس جدا از من بود . . .



من و این داغ در تکرار مانده / من و این عشق بیدار مانده
مپرس از من چرا دلتنگ هستم / دلم بین در و دیوار مانده . . .


دردم این است که باید پس از این قسمت ها
سال ها منتظر قسمت آخر باشم . . .



از پنجره روزگار به درخت عمر که مینگرم / خوشتر از یاد عزیزان ثمری نیست . . .



دو شاخه گل ، دو جام مستی ، فدای تو هر جا که هستی . . .


یه طرح از چشمات بفرست ، یه آهو اینجاست میخوام روشو کم کنم !


شب شرابی خوردم و مستی مرا در بر گرفت / دوریت آمد به یادم هستی ام آتش گرفت . . .



به اندازه دیوونه های دیوونه خونه ، دیوونه وار دیوونتم دیوونه !



همیشه مست و شیدری تو بودم / به فکر آرزو های تو بودم
تموم آرزوهای منی ، کاش / یکی از آرزوهای تو بودم . . .


هرچه زدم بی تو دلم وا نشد / جز تو کسی باب دل ما نشد
هرچه پرستو شدم و پر زدم / هم نفسی مثل تو پیدا نشد . . .



اگر اسم آدما رو بارزترین صفاتشون بذارن ٬ اسم منو چی میذاشتی !؟



صدای پای تو که میروی ، صدای پای مرگ که میآید . . .

اگر ماه بودی به صد ناز / شاید شبی بر لب بام من مینشستی . . .



در این شب پر از سکوت ، واژه ها یاری ام نمیکنند ، کاش تو بودی تا سکوتی مرگبار
بر لحظاتم سایه نمی افکند ، کاش تو بودی تا در دریای مهربانیت غرق میشدم
تو زیباترین ترانه ام هستی . . .



من تو را باز کجا خواهم یافت ؟ جز در اندیشه خویش و به جز قصه هجران و شکیب
چیست افسانه عمر . . . ؟



آفتاب پنجره را میشناسد حتی اگر بسته باشد
مهتاب به دیدارم می آید حتی اگر خسته باشد
دل هواتو میکند حتی اگر شکسته باشد . . .



واسه مشق شبت بنویس : اونی که فکرش رو نمیکنی همیشه به یادته . . .



ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان با دگران وای به حال دگران . . .



چرا غمگینی ؟ : عاشق شدم
آیا عشق شیرین است ؟ : بله شیرین تر از زندگی
چرا تنهایی ؟ : ویژگی عاشق هاست
لذت تنهایی چیست ؟ : فکر به او و خاطرات او
چرا می روی ؟ : برای اینکه او رفت
دلت کجاست ؟ : پیش او
قلبت کجاست ؟ : او برده
پس حتما بی رحم بوده نه ؟ : نه اصلا
چرا ؟ : چون باز هم او را میپرستم .